خانه آقای زو آقای زو ؛ ابوالتابش خورشیدی

آقای زو ؛ ابوالتابش خورشیدی

آقای زو قسمت اول و دوم
آقای زو قسمت اول و دوم

آقای زو  ؛ این قسمت : ابوالتابش خورشیدی

قسمت دوم آقای زو ( ابوالتابش خورشیدی ) | اهالی زو روی واژه برق خیلی حساس هستند و حتی بخش بزرگی از ادبیات و ضرب المثل های زویی حول همین واژه شکل گرفته است و برق نامه های فراوانی در این زمینه به نگارش درآمده است مثلاً بق بقوی زویی شاعر معاصر در همین باب در کتاب ” بق بقوی چشمانت ” گفته است :

” بود آن برق چشمت سیکل ترکیب                         به قربانت  شوم در این ترافیک “

و یا گفته است که :

نشسته برق چشمانت به قلبم                         اگر گفتی که من کلاس چندم ؟؟؟؟

ذوزنقه دیگر شاعر زویی نیز در دیوان اشعار خود تحت عنوان ” فلسفه گلابی و بینی ذوزنقه ا ی ” گفته است :

” ۲۲۰  بود آن برق چشمت                                    که دارد اینچنین جلال وحشمت “

ذوزنقه همچنین در ولتاژ نامه ذوزنی گفته است :

” اگر برقت بگیرد این  دلِ ما                                   چراغان می شود ؛ کاشانه ی ما “

بررسی ادبیات زویی البته پر است از این گونه اشعار ؛ اما آنچه جامعه شناسان و رفتار شناسان را در پژوهش های صورت گرفته در خصوص ادبیات زویی متحیر کرده است، تمایل زویی ها به برق گرفتگی بر خلاف دیگر مردم دنیا است.

مثلا با بررسی بیشتر روی همین اشعار ذونقه شاعر زویی مشخص شده است که او دوست دارد برقِ کسی او را بگیرد و البته در بررسی های صورت گرفته بیش از ۹۵ درصد مردم زو تمایل دارند که برق کسی آنها را بگیرد !!!!  …

برق البته فقط در ادبیات زویی محدود نیست و فرهنگ عامه و رسوم آنها را نیز متاثر کرده  است؛ چنانچه در زو رسم است در شب خواستکاری برق چشم داماد را با ولت سنج بسنجند و اگر چشم او برق کافی در حدود  ۲۲۰ ولت نداشته باشند ، به علت بازی با احساسات عروس چنان کتکی به او می زنند که داماد زخمی تا آخر عمر آن را به خاطر می سپارد …

این  مراسم که  تحت عنوان ” دِشارژ ” داماد بی برق یا بی بخار نامیده می شود در خانواده ی دختر با مراسم های ویژه ی دیگری ادامه می یابد به گونه ای که دختران جوان فامیل گرداگرد عروس غمگین می نشینند و ضمن شیون و زاری زیر لب زمزمه می کنند :

” بازی نکن با قلب داغونم                                              من نیتِ بدت رو  می دونم”

خلاصه اینکه مساله برق آنچنان در فرهنگ زو رخنه کرده که بدون معرفت بر آن بی تردید شناخت سرزمین زو بی معنا است.

البته افرادی که شناخت اندکی از زو دارند از این همه تعصب در مورد برق تعجب می کنند اما واقعیت این است که زویی ها به سبب آنکه خود را پایه گذار صنعت برق دنیا می دادنند ؛ ادیسون را سارقی می دانند که با سرقت فرمول تولید برق آن را به نام خود ثبت کرده است.

زویی ها البته در این باره اسنادی زیادی را هم ارائه کرده اند؛ چنانچه در یکی از این سند ها چهره ی فردی به نام زو ئوس که صاعقه ای در دست دارد و از مشاهیر باستانی زو است بر  روی کتیبه ای نقش بسته و زویی ها امروزه به همان استناد می کنند و معتقدند صاعقه ای که در دست زو ئوس است نشان دهنده قدمت کشف برق در سرزمین زو است و به همین دلیل نیز نماد اداره برق زو را از آن اخذ کرده اند.

زئوس و ابوالتابش خورشیدی
زئوس و ابوالتابش خورشیدی

در همین رابطه البته زویی ها اسناد دیگری نیز در دست دارند؛ به عنوان نمونه آنها به کتابی استناد می کنند به نام ” از زو ئوس تا زئوس ” به قلم ارسزو فیلسوف معروف زویی که شرح دزدیده شدن زوئوس و تغییر نام او به زئوس در یونان باستان را بررسی می کند و در آنجا به مخفی کردن فرمول برق و شکنجه هایی که زوئوس در این راه متحمل شده اشاره شده است …

احترام اهالی زو برای کاشفان برق البته همچنان باقی است و امروزه شامل حال بابا برقی نواده سی و پنجم زو ئوس شده ؛ هر چند که به واسطه حادثه ای که چند سال پیش رخ داد بابا برقی به حالت قهر قصد مهاجرت به خارج از کشور را کرده بود اما خوشبختانه به کمک آقای زو ماجرا ختم به خیر شد …

ماجرا از این قرار بود که در یک انتخابات در سرزمین زو مردم فریب یک تاریک فکر از فرنگ برگشته به نام ” مصرف بی رویه ” که با وعده ی زندگی مدرن برای اهالی زو در انتخابات شرکت کرده بود را خوردند و با نامهربانی فراوان با بابابرقی ، او را برگزیدند …

بی رویه اما به محض پیروزی در انتخابات از مردم خواست تا بدون دغدغه تمام منابع کشور را استفاده کنند و از مدرنیته لذت ببرند …

منابع البته پس از چندی رو به پایان گرفت و مردم که متوجه اشتباه خود شده بودند همراه با بابابرقی در خیابان “زو ا لیزه” زو گرد هم آمدند و با خواندن شعار ” مصرف بی رویه کار خیلی بدیه ” و هرگز نشه فراموش لامپ اضافی خاموش ” به مبارزه با مصرف بی رویه پرداختند …

مصرف بی رویه هم که اینچنین دید، بابابرقی را به زندان انداخت؛ اما طولی نکشید که ” زورو ” قهرمان معروف زویی ها با اسب معروفش ” زورنادو ” به نجات بابا برقی اقدام کرد و به او با لحنی شبیه ” راج کاپور ” در فیلم شمعی در زونامی ؛ گفت : پدر … نه پدر … من تو رو آزاد می کنم پدر …

پدر از این طرف برو بیرون تا من تاریخ مصرف این بی مصرفِ بی رویه را باطل کنم …

ابوالتابش خورشیدی

و این چنین شد که اهالی زو از دست مصرف بی رویه خلاص شدند و با کمک بابا برقی و البته آقای زو موفق شدند دوباره کشور خود را بسازند؛ به ویژه آنکه حالا با اختراع ” ابوالتابش خورشیدی ” توسط آقای زو که آن را به یاد پدرجدش ناراضی ( دانشمند بزرگ زویی ) ابوالتابش نام گذاری کرده؛ اهالی زو بدون پرداخت هیچ هزینه ای از برق خورشیدی استفاده می کنند و مابقی برق تولیدی را هم به اداره برق زو میفروشند …

اتفاقاً من هم یک ابوالتابش خورشیدی سفارش داده ام به شرکت ” ابوالتابش زو و خانواده ” تا در اسرع وقت آن را بر بام منزلمان نصب کنند البته در کشور ما به ابوالتابش خورشیدی ، «پنل خورشیدی» می گویند …

به قول معروف ” با ابوالتابش خورشیدی همه پولا واسه تو می شه عزیزم “.

 

نسل خورشید / سامان پارسامنش (ابوالزو)

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

19 − چهارده =