خانه آقای زو آقای زو ؛ عشق دوچرخه ای

آقای زو ؛ عشق دوچرخه ای

آقای زو عشق دوچرخه ای
آقای زو عشق دوچرخه ای

آقای زو  ؛ این قسمت : عشق دوچرخه ای

قسمت سوم آقای زو ( عشق دوچرخه ای ) | ادبیات زو سرشار از عشق زو و زو زاده دو دلداده زویی است که از از آن تحت عنوان Bicycle Love یا عشق دوچرخه ای یاد می شود و حتی بعضی شعرای زویی چون ذوزنقه آن را در قالب دوچرخه نامه هایی به نظم در آورده اند …

ماجرا البته از آنجایی شروع شد که ابوالزو پدر آقای زو برای او دوچرخه نمی خرید و او که عاشق دوچرخه بود و اندک طبع شعری هم داشت ؛ مدام به پدرش می گفت :

دوچرخه می خری پدر تو آیا ؟                    خلاصم کن مکن امروزُ فردا

پدر آقای زو اما خرید دوچرخه را هر سال به کسب نمره های خوب او موکول می کرد و آقای زو نیز هر سال به عشق خرید دوچرخه با نمره های عالی قبول می شد.

پدر اما هر سال خرید دوچرخه را به عقب می انداخت تا اینکه بالاخره آقای زو بزرگ شد و از دوچرخه خبری نشد و این موضوع آن چنان تاثیری روی آقای زو به جا گذاشته بود که حالا آقای زو همه چیز های خوب و زیبای دنیا را به شکل دوچرخه می دید چنانچه حتی وقتی او عاشق شده بود معشوق را به شکل دوچرخه می دید و در وصف او اینچنین سروده بود :

دوچرخه دارد آن چشم سیاهت                    بگرداند دلم اخم نگاهت

اگر پنجر شود لاستیک چرخت                خودم بادش کنم فدای خالت

خلاصه اینکه معشوق از همه جا بی خبر نیز با شنیدن اشعار آقای زو قند در دلش آب می شد و شب ها به انتظار دیدن آقای زو برلب ایوان می نشست تا آقای زو برایش از خیابان آوازی با این مضمون بخواند.

اگر تک چرخ زنی از پشت ایوان              فدایت می شوم من در خیابان

بزن زنگ ُ وچراغی هم بجنبان                  که زنجیرت شوم از کنج ایوان

خلاصه اینکه آقای زو معشوق را به شکل دوچرخه ای زیبا می دید و زو زاده بانو هم از این همه ذوق آقای زو به وجد آمده بود تا اینکه پس از گذشت چند سال از زندگی مشترک زوزاده به واسطه مقایسه خودش با دوچرخه شکایت برد به دادگاه خانواده زو …

قاضی القضات زو اما آنها را به ” روان شناسی ” معروفی به نام ” زوروید ” معرفی کرد و او که معتقد بود همه مشکلات انسانی از دوران کودکی ریشه می گیرد به زوزاده بانو پیشنهاد کرد تا برای آقای زو یک دوچرخه بخرد.

زو زاده بانو هم که حسابی از دست آقای زو عصبانی بود گفت : با این همه خرج و گرانی فقط مانده بروم دوچرخه بخرم …

زوروید هم که اوضاع را چنین دید مصلحت دید پیشنهاد خوشایندی به خانم زو دهد و به این ترتیب با پیشنهاد یک سفر خارجی به پایتخت دوچرخه دنیا ” آمستر زو ” مساله را حل کرد …

خلاصه آقا و خانم زو به آمستر زو سفر کردند و در آنجا عاشق سبک زندگی مردم آن دیار در استفاده از دوچرخه به جای اتل و کاهش استرس های شهری شدند …

عشق دوچرخه ای آقای زو در آمستردام
عشق دوچرخه ای آقای زو در آمستردام

زندگی آقا و خانم زو در آمستر زو ادامه داشت تا اینکه یک روز دزدی دوچرخه دو رکابه آنها را دزدید و همین مساله دست مایه فیلمی درباره زندگی آنها از جانب ویتوریو دسی زو شد به نام دزد دوچرخه‌‌‌ …

آقا و خانم زو با کوله باری تجربه چند سال بعد به زو برگشتند و حالا با تشویق مردم به استفاده از دوچرخه یک آمستر زوی کوچک در زو تشکیل داده اند و البته حالا دوچرخه با الهام از زندگی این دو دلداده یک نماد عشقولانه در زو به حساب می آید و هر کسی که در این دیار عاشق می شود روی دیوار خانه معشوق تصویر دوچرخه می کشد و یا به او می گوید :

بیا بپر به روی ترک زینم                            که من عاشق شدم ای بهترینم

در این میان ذوزنقه شاعر زویی هم خطاب به کسانی که در کوچه ی آنها عکس دوچرخه می کشیدند این چنین سروده است :

ای که از کوچه معشوقه ی ما می گذری            نکشی عکس دوچرخه ای که پنچر بشوی

به نظرم حالا که دوچرخه این همه عشقولانه است شما هم دوچرخه قلبتان را به معشوقتان تقدیم کنید و یا با خرید یک دوچرخه دو رکابه سفرهای درون شهری متفاوتی را بدون آلودگی هوا تجربه کنید.

 

نسل خورشید / سامان پارسامنش (ابوالزو)

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 × 5 =