خانه هنری فیلم سینمایی رنگ خدا ؛ از آثار ماندگار تاریخ‌‌ سینمای ایران

فیلم سینمایی رنگ خدا ؛ از آثار ماندگار تاریخ‌‌ سینمای ایران

فیلم-سینمایی-رنگ-خدا
فیلم-سینمایی-رنگ-خدا

خلاصه فیلم سینمایی رنگ خدا

خلاصه فیلم سینمایی رنگ خدا |محمد رمضانی‌ ، فرزند نابینای هاشم که در مدرسه نابینایان تحصیل می کند و‌ برای تعطیلات به خانه باز می گردد. هاشم پس از مرگ همسر خود با مادرش زندگی می کند و تصمیم به ازدواج مجدد می گیرد. به همین منظور محمد را به کارگاه نجاری می فرستد.

مادر هاشم که به نشان اعتراض خانه را ترک کرده به علت بیماری دوباره مجبور می شود که باز گردد و دراخر هم‌ در بستر بیماری از دنیا می‌ رود. هاشم هنگامی که مادرش را از دست می دهد و با جواب منفی در خواستگاری روبرو می شود دوباره به سراغ محمد می رود اما محمد در زمان برگشت به دلیل شکسته شدن پل‌ به داخل رودخانه می افتد در نتیجه هاشم برای نجات محمد، خودش را به رودخانه می اندازد و زمانی که به هوش می آید با پیکر بی جان محمد روبرو می شود که بعد از دست دادن همسر و مادرش حالا فرزندش را از دست رفته می بیند. به همین خاطر او را را در آغوش می گیرد که فرزندش با آغوش گرم پدر جانی تازه می گیرد.

تحلیلی بر فیلم‌ سینمایی رنگ‌ خدا ؛ حکایت پر رنگ‌ دنیای ‌بی رنگ

رنگ خدا فیلمی است که مضمون لطیف و ساده ای دارد که توانست بر مخاطبین داخل و خارج تاثیر مثبتی بگذارد. این فیلم به زیبایی شناختی و جهان معنایی پرداخته است و از این حیث می توان سینمای ایران را با دو سینمای ترکیه و مصر مانند یک مثلث دانست که از نظر بسترهای فرهنگی و تاریخی و همچنین مشکلات اقتصادی و سیاسی و اجتماعی در رده نزدیکی به هم دانست.

در همین زمینه می توان گفت که رنگ خدا آهنگی دینی و مذهبی دارد و این آهنگ دینی باعث شد که اول فیلم با بسم الله الرحمن الرحیم شروع شود. زمانی که این فیلم به ایالت متحده آمریکا رفت از راه فروش فیلم در سینما حدود دو میلیون دلار به دست آورد اما برای فیلمی که در خاورمیانه ساخته شده بود ، قیمت بی سابقه ای بود. همچنین فیلم قبلی مجید مجیدی به نام «به رنگ آسمان» نامزد بهترین فیلم خارجی اسکار شد.

پس می توان گفت : اولین باری که انسان فیلم به رنگ خدا را می بیند احساس میکند که هیچ بازیگری در این فیلم وجود ندارد چرا که بازیگران در این فیلم به حدی عادی بازی کرده اند که آماتور به چشم نمی آیند و حتی بالعکس همه فکر می کنند که بسیار حرفه ای هستند مخصوصا کودک روشندلی مانند محمد رمضانی که بسیار عالی بازی کرده است.

در اوایل فیلم در نخستین صحنه می بینیم که پدر در وضعیتی است که قصد دارد از سنگینی بار تربیت فرزند شانه خالی کند. در این جا مشخص است که مرکز جاذبه این قسمت فیلم پدر است و او این را به مخاطب می رساند که پسرش را نمی خواهد و این نخواستن فرزند حتی نیازی به گفتن و صدا هم ندارد ؛ جهان عاطفی محمد، جهانی بسیار قوی است.

رنگ خدا ؛ از جهانی تیره تا خدا

در این فیلم طبیعت پررنگ و پر جاذبه است در حالی که این فیلم توانسته است با طبیعت ارتباط قوی بر قرار کند. به عنوان مثال در جایی که پدر می خواهد کارش را برای مادر توجیه کند صدای باران تندی شنیده می شود. در این فیلم افتادن آینه از دست پدر و شکستن آن می رساند که خبر بدی در راه است. همچنین هنگامی که لباس مادربزرگ از رنگ تیره به رنگ روشن تغییر کرده نشانه این است که مادر بزرگ به اخر حیات و زندگی خود نزدیک است.

در پایان کار بی آنکه از نور مصنوعی استفاده شود فیلم بردار تصمیم گرفته است که از نور طبیعی استفاده کند. در همین زمینه می توان گفت که در کمتر فیلمی اتفاق می افتد که فیلمبردار دوربین را بر دوشش بگذارد که در این فیلم اتفاق می افتد تا پریشانی قابل حسی را به این صحنه بدهد. همچنین لاک پشتی نشان داده می شود که به پشت افتاده است که این نشان از پایان زندگی است.

اگر فیلم رنگ خدا را از منظر دیگری ببینیم ، پدر محمد است که مورد امتحان قرارمی گیرد. در سکانس دیگر که پدر صورت محمد را در کنار امامزاده می شوید گویی به روح او صفا و پاکی می دهد. همینطور باید بگوییم که استفاده از صداهای پرندگان یعنی استفاده از موتیف هایی است که به جهات معنوی و عرفانی سوق داده شده است. در هر صورت می توان گفت : فیلم رنگ خدا ، فیلمی ملودرام است که دستکاری نشده است و به صورت ساده و بی آلایش است. این فیلم با لطافت بالایی ساخته شده است و همین طور صدای پرندگان در این فیلم همگی گویای یک موسیقی زنده است ؛ همچنین جایی که محمد گریه می کند موجی از اندوه واقعی را مشاهده می کنیم.

نسل خورشید / اعظم علی پور

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هشت − 7 =