خانه اجتماعی محو شدن معماری اصیل بومی

محو شدن معماری اصیل بومی

آرامش گمشده معماری امروز

بدون شک در قدیم، ساخت خانه‌ها با فرهنگ ایرانی همخوانی داشت؛ خانه‌هایی که حریم داشت، ساده و بی‌پیرایه و مصالحش خشت خام یا آجر بود، ظاهرش روح و جان انسان را آرامش می‌داد، فضایش دل‌نشین و روح‌نواز بود، دیوارهایش بلند، درهایش چوبی، پشت‌بامش کاه‌گل و از همه مهم‌تر ساکنانش از زندگی کردن در چنین اماکنی راحت و آسوده بودند.
هنوز هم بوی کاه‌گل آب‌خورده از برخی کوچه‌های قدیمی شهر به مشام می‌رسد؛ خانه‌هایی که معماران آن از ابتدا تا پایان ساخت بنا با دقت، ظرافت، مهارت، مهندسی و با باور و ایمان به خلق چنین بناهایی اقدام
می‌کردند خانه‌های که به‌رغم نبود امکانات امروزی در طراحی و نقشه‌کشی و وجود معماران تحصیل‌کرده و … همه‌چیزش درست بود؛ استحکام، گرمی در فصل سرما و خنکی در فصل تابستان بدون امکانات سرمایشی و گرمایشی امروز.

پس به واقع می توان گفت:خانه‌های قدیمی و معماری اصیل بومی بخشی از حافظه تاریخی یک شهر و یک کشور است. آن‌ وقت‌ها که هنوز، مردمان شهرها گرفتار آهن و فولادنشده بودند امروزه یادگارهای آن جزو میراث فرهنگی ما و آیندگان سرزمین مااست.

باگذشت زمان،رفته رفته ساختار معماری در محیط جغرافیایی استان‌ها و شهرهای بزرگ تغییر کرد درصورتی‌ در گذشته سبک معماری بومی، اصیل و تاریخی خاص هر استان بر اساس اقلیم، مصالح بومی، فرهنگ و سبک زندگی مردم هر استان طراحی می‌شده است.به طوری که نقشه، مصالح، المان‌ها، هویت عناصر، طراحی و سبک زندگی مردم هر استان بسته به نوع موقعیت جغرافیایی ساخته می شده است

به عنوان مثال اساس زندگی مردم استان ایلام درگذشته بر مبنای طبیعت و زندگی کردن در کوه‌ها بوده به‌طوری‌که عموم مردم از چادر استفاده می‌کرده‌اند، چادرهایی که امروز هم در زندگی عشایر به‌وفور یافت می‌شود.

حال امروزه هنگامی که ازمیان کوچه‌های قدیمی شهرها عبور می‌کنیم، از درختان تنومندی که در برخی از خانه‌ها، شاخه‌هایشان به سمت کوچه مایل شده و نمای دیوارهای لوزی شکل آنان، می‌توان نوع معماری و فرهنگ این منطقه را تشخیص داد؛ معماری که بر اساس عوامل مختلفی همچون معیشت، روحیه، اعتقاد، فرهنگ و اقلیم مردم به‌صورت کاملا متفاوت بناشده است.

شهرها و روستا دستخوش تغییرات معماری

البته معماری‌ امروزه در شهرها ی بزرگ به‌تنهایی دستخوش تغییر نشده است؛ بلکه به هر جای ایران پا بگذاریم آسمان همین رنگ است؛ سبک معماری در همه جای ایران تغییر کرده و خانه‌هایی که با سبک معماری ایرانی- اسلامی و سنتی‌ ساخته‌شده بود، اکثراً تخریب و جای خود را به آپارتمان‌ها و برج‌هایی داده که بیشتر برگرفته از سبک غربی است.

امروزه به‌رغم پیشرفت علم و تخصصی شدن معماری شاهد نبود حریم مناسب در ساخت‌وسازها، بی‌روحی و استحکام نداشتن بناهایی هستیم که محصول کار معماران کم‌تجربه است.

همچنین کوچک شدن خانه‌ها، تغییر جنس در و پنجره، نازک شدن دیوارها و مهم‌تر از همه حذف حیاط‌هایی که وسط آن حوض‌های قدیمی، شمعدانی، باغچه و درخت بود و امروز همه آن‌ها تبدیل به پارکینگ خودرو و یا انباری شده است، روح آدمی را می‌آزارد.

اکنون این سبک معماری‌ را فقط می‌توان در آلبوم‌ها دید و به نسل جدید نشان داد و خاطرات را تعریف کرد؛ اما هرچقدر تعریف کنی و خاطرات را در عکس‌ها مرور کنی دیگر نمی‌توان به آن دوران بازگشت.

اما در ساخت‌وسازهای جدید به‌ویژه در یک دهه اخیر، از آن حیاط‌ها خبری نیست و فقط برخی‌ها در بام‌ها سبزه کاری و در تراس منازل گلدان می‌گذارند و پیش ورودی خانه‌ها در آپارتمان نیز به فضای باز ختم نمی‌شود.امروزه از معماری که منطبق با معیارهای اسلامی و ایرانی و متناسب با هویت فرهنگی و سازگار باروح و روان ما باشد خبری نیست؛ به همین دلیل بناهای امروزی در کوتاه‌ترین زمان برای ساکنان آن دل‌زدگی، افسردگی، بی‌حوصلگی و بی‌رغبتی می‌آورد.

جای خالی المانهای ایرانی در بناهای مسکونی

در همین زمینه می توان گفت:مردم امروزی، بر اساس یک ضرورت اجتماعی و نیاز شدید اقتصادی و اجتماعی به سبک معماری جدید و آپارتمان‌نشینی روی می‌آورند، هرچند که هنوز روحیه و آرامش درونی آنان با خانه‌های قدیمی همخوانی و سازگاری دارد.بناهای امروزی در قالب آپارتمان‌نشینی نمی‌توانند ما را قانع کنند، فقط مجبور شده‌ایم تا به پذیرفتن آن تن داده و تحمل‌کنیم.

گفتنی است که بسیاری از افراد امروز، به‌سوی خانه باغ‌ها روی می‌آورند و برای خود در باغ‌ها خانه‌هایی به سبک قدیم می‌سازند تا خلأهای روحی و روانی خود را رفع و روزی از هفته را اگر میسر شود، در آن به آسایش و نفس کشیدن بپردازند.مردم گرچه رغبتی برای باقی ماندن سبک معماری گذشته ندارند، پیشنهاد می کنیم  خانه‌های قدیمی را تخریب نکنند؛ به‌خصوص بناهایی که با سبک  خاصی ساخته‌شده و وجود آن در روح و روان مردمی که از کنار آن عبور می‌کنند، تأثیرگذار است.

در همین زمینه نیاز است که گفته شود افزایش جمعیت و نیاز فوری به مسکن متأسفانه سبب شده تا سبک معماری اصیل دستخوش تغییرات جدی شود و تراکم سازی را در مناطق مختلف شهر پیاده‌سازی کنند.حال اگر فرهنگ نگهداری معماری اسلامی توسط پژوهشگران به جامعه آموزش داده شود به‌طورقطع آنان خود وظیفه حفظ و نگهداری این نوع بناها را بر عهده خواهند گرفت چرا که. قسمتی از هویت معماری ایران اسلامی در حفظ، مرمت و نگهداشت این نوع بناها است.

امروزه در بین دانشجویان معماری خلأ درس آسیب‌شناسی بناها احساس می‌شود که می‌توان با این درس از آسیب‌های بناها و انواع آن جلوگیری کرد.همچنین در قدیم برای ساخت بنا از مصالح منطقه ای استفاده می کردند اما در معماری امروزی مصالح را از دیگر کشورها می‌آورند که این نکته بسیار جدی است و باید توجه شود.

به عنوان مثال در بجنورد به دلیل سرد بودن ،تمام دیوارهای خانه‌ها درگذشته ۶۰ تا ۷۰ سانتی بوده است اما الآن همه ۱۰ سانتی شده است که درواقع الگوی غلطی است که وارد معماری بجنورد شده است.

حال طراحان ماامروزه ناچار هستند بر اساس سبک غربی طراحی کنند، چراکه تقاضا برای سبک خانه‌ها با الگوی غربی وجود دارد و الگویی برای جایگزین کردن آن وجود ندارد.درگذشته بیشتر خانه‌ها «هشتی» داشتند که الآن حذف‌شده و احیای آن فقط خانه‌های ویلایی را می‌طلبد

 شایان ذکر است که اگر هویت معماری اسلامی در جامعه نهادینه شود امکان برگشت به معماری اصیل ایرانی وجود خواهد داشت چرا که باید در آئین‌نامه‌های ساختمانی به این موضوع توجه شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هفده − 13 =